Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
عقداگردی
قسمت دوم
گشتی در بافت تاریخی
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)
این فواره آب نیست، این قناتی است که از زیر زمین می جوشد، کافی بود دستت را در آب بگذاری، گرم. من که سرما به دستانم نشسته بود و مشغول عکاسی بودند دائما، وقتی در آب قنات گذاشتم انگار خون در رگ هایم گرم شد. و این خاصیت قنات بود که در فصول سرد، آبی گرم داشت و در فصول گرم بلعکس.

قنات در کنار مسجد صلیب - عقدا
مسجد صلیب توسط معماری مسیحی در کنار این قنات است و در طبقه ی زیرین آن نیز شاخه ای از قنات جریان دارد تا از آب آن برای آبیاری باغات استفاده کنند. از این رو به ان مسجد صلیب می گویند که از بالا طرح یک طلیب را دارد و شاید اعتراضی بوده به اسلام اجباری خواجه نصیر الدین طوسی باشد.
بادگیرها هر جایی که سر می چرخاندی دیده می شدند. شاخصه معماری کویری که عقدا همه را یکجا داشت. بادگیرهایی تنها از یک سو باد را به شبستان ها و خانه ها رهنمون می کردند.

مسجد صلیب - عقدا
در عصر قاجار حاج ابوالقاسم رشتی از تجار مشهور عصر بانی ساخت این کاروانسرا شد و دل کویر سرایی امن و آرام برای مسافران و کاروانیان به سبک کاروانسراهای شاه عباسی بنا شد. البته در زمان بازدید ما کاروانسرای رشتی بسته بود. در سوی دیگر کاروانسرا چاپارخانه ای بوده که مرمت شده و نشان از اهمیت این شاهراه می داد.

کاروانسرای رشتی و چاپارخانه
بر کنار گذر ورودی عقدا هم آب انبار رشتی قرار دارد و ساخت گنبد منحصر به فرد آب انبار هم قصه ای شنیدنی دارد که حتما اگر گذرتان به عقدا افتاد از مردم محلی جویا شوید.

آب انبار رشتی - عقدا

قسمتی از بافت تخریب شده عقدا
عقدا دیاری است با قدمتی به بلندای مردمانی که خانه هایشان را با فرهنگ و معماری خودشان می ساختند و امید است با توجه میراث و بازگشت مردمان مهاجرش به وطنشان دوباره جای این نخل ها در حصار دیوارهای خانه ها و عمارت هایی آباد باشد. به قول امیر امیری قصه تلخ مهاجرت و یافتن زندگی بهتر نیمی از خانه ها را خال کرده و اینگونه سکوت را در این سرزمین با اصالت و نجیب در خرابه هایی از خشت و خاک فروریخته حاکم کرده.

پنجره های گچی مشبک با هنری بی بدیل بر دل دیوارهایی نصب بود که نمونه کاملش را در خانه امیری نشانتان خواهم داد . ساباط ها و گذرگاه ها، سنگ فرش کوچه ها همه و همه روزگاری زنده و محیا بودند و امروزه خلوت و پر از سکوت. اما ارزش آنها به حفظ آنهاست. قصه ها و روایت های این معابر در گذر مردمی است در آن ساکن بودند و حسین یکی از آنهاست که هنوز با خانواده در عقدا زندگی می کند و حرف های بسیار شنیدنی دارد.

نمای عقدا از بالای دروازه شهر

نمای عقدا از بالای دروازه شهر
اصلا سیر نمی شوم وقتی در عقدا قدم می زنم. من گشت عقدا را از آخر به دروازه ورودی شهر آمدم تا سرآغازی باشد برای مسافرانی که از این دروازه به سرزمینی رازآلود وارد می شوند.

دروازه ورودی عقدا
عقداگردی ادامه دارد...