Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
عقداگردی
قسمت هفتم
اقامتگاه انار،قصه محمد و شیرین
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

و اما...اقامتگاه عقدا انار... جایی که ما هر جا می رفتیم دوباره به آنجا بازمی گشتیم. خانه ای که از روز اول شیفته آرامش و محیط ساکت آن شدم. جایی برای چند روزی از شهر دور بودن و در میان خشک و خاک، آرام گرفتن. با میزبانانی مهربان و بامحبت.
عقداگردی
قسمت ششم
روستای سروعلیا،در جستجوی قنات
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

یک جایی آب دو شاخه می شد و مسیرش را به دو سو تغییر می داد، شگفت اینکه اگر پاهای خودت را در آب می گذاشتی، سمت راست آب گرم و سمت چپ آب سرد بود. ما در یکی از دالان های باریک قنات جلو رفتیم...
عقداگردی
قسمت پنجم
روستای زرجوع،زیارتگاه پارس بانو
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

در یکی از روزها با همسفر خوش سفرم امیر و راهنما و بلد محلی حسین، راهیه جاده ای شدیم که ما را به روستایی با داستانی اسطوره ای رهنمون می کرد. در میان کوه ها دل به جاده دادیم و صحبت های حسین را می شنیدیم تا به روستای زرجوع رسیدیم.
عقداگردی
قسمت چهارم
باغ های انار
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

درسته ما در فصل انار در عقدا نبودیم ولی فرصت قدم زدن در کوچه باغ های انار عقدا را از دست ندادیم. ما دو تا انار برداشتیم و راهی شدیم. انارستان با دیوارچینی های گلی در پس زمینه آسمان آبی، خاطره این گوی های سرخ را در شاخه های بی قرار باغ، زنده می کرد.
عقداگردی
قسمت سوم
خانه های میرزارضا کرمانی و امیری
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

در یکی از کوچه های باریک عقدا به دو خانه رسیدیم، خانه هایی با داستان ها و روایت های شنیدنی، یکی از آن خانه ها ماجرایی دارد که بخشی از تاریخ ایران است...
عقداگردی
قسمت دوم
گشتی در بافت تاریخی
(ویژه جشنواره سفرنگاری اردکان گرام)

اصلا سیر نمی شوم وقتی در عقدا قدم می زنم. من گشت عقدا را از آخر به دروازه ورودی شهر آمدم تا سرآغازی باشد برای مسافرانی که از این دروازه به سرزمینی رازآلود وارد می شوند...
سرو هرزويل
درختي با سه هزار سال قدمت

در سفري در راه برگشت از گيلان براي ديدن سروی رفتيم كه به دلیل قامت برافراشته و قدمت طولانیاش مورد توجه است. سرو هرزويل منجيل كه در سفرنامه ناصرخسرو قبادياني از آن ياد شده است...
بوستان مفاخر،يخچال چمارسرا
ساحل جفرود
گيلان گردي

رشت در پاييز هوايي دل انگيز دارد و در هوايي مطبوع، پياده روي سر صبح در بوستان مفاخر، اولین نمونه جنگلداری شهری را برايمان دلچسب مي كرد. فضايي مناسب براي ورزش صبحگاهي و لحظاتي نفس كشيدن به دور از شلوغي شهر...
آدمكهاي سنگي يا تپه هاي ارواح
وردآورد
روستاي ورديج

محلیها گمانههای زیادی در مورد این حفرههای سنگی بیان میکنند و برخی هم میگویند واقعا جاندارانی در این منطقه تبدیل به سنگ شدهاند...
چالوس گردي
آبشار هفت چشمه
آبشار آدران

هميشه رودها در سايه سار درختان، جايگاه مناسبي براي تفريح و پيك نيك بوده و اين روزها هم بيشتر مورد استقبال است...
گيلان گردي
رستم آباد
سلانسر

براي صرف صبحانه در سراشيبي كوه سايه اي پيدا كرديم و مشغول صرف صبحانه شديم. من هم فرصت را غنيمت دانسته و براي پاسخ به حس جستجوگري خودم، كمي در اطراف گشتم و در فاصله ي كمي آن سو تر به جنگلي با درختان انبوه و خاص رسيدم...
دودكش هاي جن
نشريه رشد جوان
ايران شگفت انگيز

تير ماه نود و چهار سفري به ماهنشان زنجان،دودكش هاي جن داشتم كه بخشي از عكس هاي آن در مجله رشد جوان - شماره ۷ - فروردین ۹۸ - بخش ايران شگفت انگيز چاپ شده است...
البرزگردي
ساوجبلاغ
روستاي اغشت

در جستجوي ناشناخته اي در همين حوالي، قلعه اي مرموز بر بلنداي تپه اي مشرف به دره اي كه به رودخانه منتهي مي شود، راهيه آغشت يا به گفته ي محلي ها اَغشت شديم...
گيلان گردي
رودبار
درياچه حليمه جان (درياچه عروس)
درياچه دورنگ

وقتي با دوستان اهل سفر همراهي،راه برايت طولاني نيست. مسير دلچسب مي شود. صحبت ها گُل مي اندازد. آخر هفته كه از راه مي رسد، تنها چيزي كه حالمان را خوب مي كند، سفر است. پيشنهادهاي خوب سفر هم ما را براي يك سفر دوستانه به سمت گيلان و سرسبزي روزهاي بهاري مي برد. نام ها و روايت هاي جاذبه هاي گردشگري كيلومترها تو را مسافر جاده ها مي كند. درياچه عروس هم نام خاصي بود كه ما را به سمت گيلان كشاند...
چالوس گردي
نمرك
آبشار كندر،رودخانه كرج
چالش ساعت استراحت بين كار

يك ساعت و نيم هيجان بين كار اداري با سفري كوتاه در جاده ي چالوس. زمان زيادي نگذشت كه در دل كوه مسيري را بالا مي رفتيم. وقتي از پشت ميز بلند مي شوي و از شهر دور، طبيعت بهترين انتخاب براي حتي لحظه اي آرامش است.
فرداي آن روز براي اينكه در گرماي روز كمي خنك شويم تصميم گرفتيم به رودخانه اي برسيم و پاهايمان را در آب بياندازيم و اين شد چالش ساعت استراحت بين كار.
البرزگردي
كرج
كاخ سليمانيه

هميشه به واسطه كارم زمان كمي براي فراغت و مسافرت دارم و سعي مي كنم از هر فرصتي حتي براي لحظه اي كوتاهم كه شده استفاده كنم و برم سفر و يا گاها حتي ساعتي هم شده به گشت و گذاري و تماشاي گوشه و كناري بپردازم.به لطف و همراهي دوستان روز اول گشتمان در يك ساعت و نيم زمان استراحت براي بازديد از كاخ سليمانيه به مركز شهر رفتيم...
البرزگردي
نظرآباد
تالاب صالحيه

به نظرآباد مي رويم، تالاب صالحيه، تنها تالاب استان البرز، كه با وسعت ده هزار هکتار در كنار فرودگاه آزادي كه لذت پرواز با هواپيماهاي فوق سبك را ايجاد كرده است و فرصتي فوق العاده براي تماشاي تالاب از آسمان را فراهم مي كند...
سفرنامه دزفول - قبرستان كاشفيه
در جستجوي مرگ،آرامستان گردي
بقعه شاه ركن الدين،خانه تاريخي تيزنو
قسمت هفتم

جايي براي آرامش شايد. بي نام،بي نشان. آرامستان گردي هنري. سنگ قبرهايي با هنر آجركاري با تزیینات و رنگ هايي آرامبخش از معماری منازل در زمان حیات تا معماری منازل آخرت...
سفرنامه دزفول - قمش مومنان سربطاق چوقابافان
در جستجوي حيات
قسمت ششم

سفر به اعماق زمين، از پله هايي كه شما را به تونلي رنگارنگ مي رساند؛اينجا قمش مومنان است، مسيري وسوسه كننده و هيجان انگيز در قناتي كه روزگاري مسير حيات بود و مردمي كه در جستجوي آب به حفر آن پرداخته بودند...
سفرنامه دزفول - آرامگاه يعقوب ليث صفاري اولين شهريار ايراني
در جستجوي هويت،زبان فارسي
قسمت پنجم

به روستاي شاه آباد رفتيم، مسير سرسبز و بهاري بود. به خانه ي ابدي مردي مي رفتيم كه اولين شهريار ايراني لقب داشت. مردي غيور و بلند آوازه...
سفرنامه دزفول - كارگاه سفال
در جستجوي هويت
قسمت چهارم

دست به خاك بزني طلا شود. اينجا مصداق هنر و تجلي خاك همان طلاي زرنشاني است كه تنها هنر استاد سفالگر به آن جان مي دهد و بها. هنري دور، از زماني كه انسان خودش را مي شناسد...