جلوگیری از کپی کردن مطالب

البرزگردي - دوروان

سفر به دیگر سو

گردشگری.سفرنامه نويسي.عکاسی

رضا عاشوری یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵

البرزگردي - دوروان

البرزگردي - دوروان

عنوان : روستايي در بين كوههاي البرز
تاريخ : خرداد نود و پنج

لينك كانال تلگرام وبلاگ سفر به ديگر سو

وقتي در بين كوه هاي البرز به دنبال ييلاقي با صفا مي گردي حتما دوروان را از لابلاي كوه ها خواهي يافت. جايي كه رودي سرد و روان و درختاني سبز و جوان دارد.

جمعه ها مسير به علت چند روستا و مسير گذر مشتركشان كمي شلوغ تر است.روستاي آتشگاه، روستاي كردان، روستاي برغان و روستاي دوروان هم از يك شاهراه مي گذرند و راهشان جدا مي شود. مسير را از باغستان البرز به سمت روستاي آتشگاه ادامه مي دهيم تا در پيچ خم جاده به تابلويي برسيم كه نوجان و چالوس را در سمت راست نشان مي دهد و سمت چپ به سمت روستاي دوروان مي رويم.

در مسير در دشت بعضي از مردم اتراق كرده و براي يك روز در طبيعت بودن همه چيز با خودشان آورده بودند و ما نگران كه خدا كند وقتي دشت را ترك  مي كنند، دشت تميز باشد و عاري از زباله.

گله هاي گوسفندان و گوسفندسراهايي در راه ديده مي شد.به انتهاي جاده به سمت پايين در دره اي كه كوههاي بلندي احاطه اش كرده اند مي رويم.پايين و پايين تر مي رويم تا درختان سر و كله اشان پيدا مي شود و صداي رود شنيده مي شود.

يك روز در كنار رود و در باغي كه اجازه گرفته بوديم، گذرانديم. بسيار خوش آب و هوا و در اين روزهاي گرم، خنك بود.

مسير روستا از اينجا شروع مي شود

اينجا پلي بود كه از زيرش آبي خروشان روان بود

سعيد، دامادمان جستي زد و بر سنگي ايستاد

جاده هاي خاكي و ديوارهاي سنگ چين

در باغ

اين چند عكسي كه مشاهده كنيد مي تواند با عنوان تنه درختان هم ايستاده اند براي ما ناميده شود

وقتي پاهايم را داخل آب رودخانه گذاشتم استخوانهايم هم يخ زد، به شدت سرد بود.مي دانيد از لذت بعد از بيرون آمدن آب خوشم مي آيد.وقتي با پاهايي كه از سرما يخ زده روي سنگي مي ايستي و كمي آفتاب به پاهايت مي خورد.نمي دانم چرا در طبيعت مي روم دوست دارم براي لحظاتي هم كه شده پاي برهنه قدم بزنم.

چاي آتشي، چاي بهاره لاهيجان، آن هم با حرارت زبانه هاي آتش غيرمستقيم، در طبيعت بسيار مي چسبد.با خواهرزاده ام علي بازي مي كنم و با هم سنگ و رود بازي مي كنيم. طبيعت براي كودكان شادي آور است و آنها را از زندانهاي آپارتمان رها مي كند.بارها و بارها علي را ديده ام كه به طبيعت مي رسد خودش را گم مي كند.در لاهيجان يادم است كه شبي باران باريده بود و در چاله اي آب جمع شده بود، من و علي كه دو سالش است، صبح رفتيم تا قدمي بزنيم تا حلزون و سنجاقك و قورباغه بهش نشان بدهم. تا چاله آب را ديد پريد داخلش و شروع كردن به غلت زدن و خنديدن.اول كلي تعجب كردم ولي كمي بعد گذاشتم تا مي تواند شادي كند و لذت ببرد. طبيعت با آدمي عجين است. به نظرم ما در درون و برون خود نشانه هايي از طبيعت داريم، پوست ما مانند زمين است، موهايي كه از پوست ميرويد مانند گياهان و درختان، رگ و خون مانند رودها و آبهاي روان، برامدگي ها هم مانند كوهها و تپه ها و ... خلاصه در ما طبيعتي نهفته است كه ما را با طبيعت بيرون گره مي زند و وقتي اين دو به هم برسند، آرام مي گيرند

شاخه و برگ و آسمان

- رتبه اول بخش وبلاگ جشنواره سفرنگاري دزفول گرام-1397
(سومين جشنواره بلاگر سفر)

- رتبه سوم وبلاگ جشنواره سفرنگاري ماكوگرام در منطقه آزاد ماكو-1397
(بخش مشاركت مردمي)

- رتبه اول نخستين جشنواره باشگاه گردشگري ايرانيان-1393
(بخش خاطره نويسي سفر)

- رتبه اول سومين جشنواره سفرنگاري ناصرخسرو-1393
(بخش سفرنامه مكتوب)

- منتخب وبلاگ جشنواره سفرنامه نويسي بلاگرها در منطقه آزاد قشم-1395
(اولين جشنواره بلاگر سفر)

- منتخب وبلاگ جشنواره سفرنگاري ماكوگرام در منطقه آزاد ماكو-1397
(دومين جشنواره بلاگر سفر)

- منتخب وبلاگ جشنواره سفرنگاري دزفول گرام-1397
(سومين جشنواره بلاگر سفر)

- منتخب وبلاگ جشنواره سفرنگاری اردکان گرام-1400
(چهارمین جشنواره بلاگر سفر)

- عضو انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان البرز
(اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان البرز)

- راهنماي ايرانگردي و جهانگردي
(تور ليدر داخلي و بين المللي)
کد وبلاگ