Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
خلخال - پونل
عنوان : شفارود در امتداد جاده سفر مي كند
تاريخ : خرداد نود و پنج
لينك كانال تلگرام وبلاگ سفر به ديگر سو
ظهر بود كه به جاده پونل رسيديم، بادي ملايم از لابلاي درختان مي وزيد و سرسبزي همه جا ديده مي شد. هر سو نگاه مي كردي درخت مي ديدي، درختاني كه در شيب كوه در كنار هم زندگي مي كردند.
قبل از شب بايد به رشت برمي گشتيم و همچنان در جاده مي رانديم تا اينكه براي صرف ناهار توقفي كوتاه داشتيم و اين زماني بود كه من و دوربينم مي توانستيم كمي خلوت كنيم.
برگ و باد
كوه را بالا رفتم تا از ارتفاع به اطراف نگاهي بياندازم،بالاتر چشمه اي بود كه دهانه اش را سنگ چين كرده بودند. از آب خنك و زلال و سبك آن تا مي شد نوشيدم. معجزه مي كند گاهي آب. هر چه مي نوشيدم انگار كه جرعه اي بود به اندازه ي كف دست.
بالا و بالاتر و همسفران پايين جاده نشسته بودند و من را صدا مي زدند.من هم در شيبي تند و گلي به پيش مي رفتم و از مناظر و درختان عكس مي گرفتم.
در امتداد جاده كه سفر مي كني گاهي پيچ و خم جاده به چشمت مي آيد و گاهي اطراف آن. شفارود هم خروشان و پرآب كنار ما سفر مي كرد
به جنگلي رسيديم كه درختان بلندي داشت و خنكاي رود هم حس مي شد
قدم زدن در محيطي آرام كه صداي پرنده مي آيد و رود...

برديا هم رنگ طبيعت شده بود. لباس سبزي كه به تن داشت گاهي استتارش مي كرد


فقط كافي بود از جاده بزني بيرون، بعد مهمان جنگل بودي
شفارود گل آلود
اينجاست كه جاده مي پيچد و ما هم با آن مي پيچيم:)
از اين سو به آن سو