Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
سفرهاي نوروزي - روز اول
كاشان گردي
تاريخ : نوروز نود و شش
عناوين سفر:پنجه شاه،مسجدجامع،بازار كاشان،خانه تاريخي كاج،گالري منوچهر شيباني
سلام
***سال نو مبارك***
لينك كانال تلگرام وبلاگ سفر به ديگر سو
ايام تعطيل نوروزي كه از راه مي رسد همه فكر سفر مي كنند، ما هم هر ساله دو ماه قبل از عيد برنامه هايمان را مي چيديم و حمل و نقل و اقامت را هماهنگ و يك ليستي از جاذبه هاي گردشگري مقصدمان تهيه مي كرديم، اما امسال بي برنامه ترين سال سفرمان بود. البته به قول حسين عبدالهي عزيز نويسنده وبلاگ و كانال كافه جهانگرد كه افتخار همسفري با ايشان را در قشم داشتم:"سفرهاي بي برنامه هم حس كنجكاوي و البته ماجراجويي و لذت كشف بيشتري ايجاد مي كند"
سفر ما هم، تا يك روز مانده به عيد، خالي از برنامه بود. هواشناسي كشور براي اكثر نقاط كشور، اعلام بارندگي كرده بود و از آنجايي كه ما در تمام اين سالها به روش كوله گردي(بك پك) و مرامي سواري(هيچهايك) و البته اتوبوس هاي بين شهري سفر مي كنيم، رفتن به جايي كه آب و هواي مساعدتري داشته باشد در اولويت قرار داشت. كوله ها را برداشتيم و با همسر هميشه همسفرم در سي ام روز اسفند(سال كبيسه) با اولين اتوبوس به سمت كاشان راهي شديم. تجربه متفاوت بدون برنامه سفر كردن براي همسرم كه هميشه با برنامه هاي من خيالش راحت بود كمي گنگ و نامفهوم به نظر مي رسيد.
سه ساعت بعد در كاشان بوديم. از پيش مي دانستم كه آقا حميد در كاشان زندگي مي كند. دقايقي بعد صداي گرم حميد بود كه مي گفت مهمان ما هستيد و تشريف بياريد پيش ما. هر ساله حميد در روزهاي عيد به شمال سرزمين مادري اش سفر مي كرد و امسال تنها سالي بود كه در كاشان مانده بود و اين اقبال ما بود كه در اين شهر ميزباني مهربان و خانواده اي گرم و صميمي داشته باشيم. لحظه تحويل سال همه دور سفره ي هفت سين در منزل آقا حميد نشسته بوديم و به صداي تيك تيك ساعت گوش مي داديم. يادم مي آيد سال قبل لحظه تحويل سال در اتوبوسي بوديم كه به سمت شيراز مي رفت.
حميد قهرمان آسيا در رشته كيك جيتسو و يك عالمه قهرماني كشوري در همين رشته و تكواندو است، مربي ورزش هاي رزمي كه نزديك 25 سال در عرصه ورزش فعاليت مستمر دارد. مبارزي جنگجو و نترس در ورزش و مهربان با قلبي پر از احساس و دلسوزدر زندگي روزمره.
بعد از كمي خوش و بش و استراحت و خوردن يك ناهار خوشمزه، دوست نداشتيم روز اول را از دست بدهيم و اولين گشت شهري را با شكرانه خانم دختر مهربان خانواده شروع كرديم، راه افتاديم در شهر و با گوگل مپ به هر گوشه اي سرك مي كشيديم. دقايقي از پياده روي ما نمي گذشت كه بادي شديد راه افتاد و گرد و خاك بلند شد و از سر تا پاي ما را حسابي خاك آلود كرد.
گنبدي فيروزه اي مخروطي شكلي نظرم را به خودش جلب كرد، وارد كوچه اي شديم كه در انتهاي آن امامزاده اي به نظر مي رسيد، امامزاده آل سلطان هارون ابن موسي بن جعفر معروف به پنجه شاه.
با كليك كردن روي اسامي، مكان دقيق آن را بر روي گوگل مپ خواهيد ديد
كاشي هاي فيروزه اي، نور سبز و آينه كاري هاي زيبا و ضريحي نقره اي و طلايي مشخصه اين آرامگاه بود.
بيرون امامزاده سمت چپ، آب انباري بازسازي شده قرار داشت كه گنبد مخزنش و بادگيرهاي آن نمايان بود و مانند گنبد و گلدسته اي زيبا به نظر مي رسيد و شايد به شكل نمادين آب را مقدس مي شمردندو در اين سرزمين گرم و خشك، تقدسي داشته كه شايسته زيارت بوده است.
ورودي آب انبار
در امتداد كوچه كناري هنوز رنگ فيروزه اي گنبد پنجه شاه معلوم بود
كوچه به كوچه به حس كنجكاوي خودمان اعتماد مي كرديم و دنبالش راه مي افتاديم تا هر كجا دلش مي خواهد ما را ببرد. در وسط كوچه، مسجد جامع با پرچم هاي رنگي بر گنبد و گلدسته ديده مي شد. همانطور كه جلوتر مي رفتيم هوا سرد و ابرها سر و كله اشان پيدا مي شد.
مسجد جامع کاشان از قدیمیترین بناهای تاریخدار کاشان بوده که بعد از منار مسجد جامع ساوه و مسجدجامع فهرج سومین منار قدیمی تاریخدار ایران است و جزء معدود بناهایی است که از زلزله سال ۱۱۹۲ ه.ق مصون مانده است.
مسجد جامع کاشان، اين مسجد كه كهن سالترين بناي تاريخي كاشان است در خيابان باباافضل و در محله ميدان كهنه از محلات قديمي كاشان قرار دارد. اين بنا داري گنبد آجري با مقصوره و ايوان مرتفع زير گنبد و صحن وسيع، دو شبستان بزرگ و يك شبستان تحتاني در ضلع شمالي و حوضخانه در وسط است.
مسجد جامع كاشان
بافت قديمي در حال تخريب
در بازار پانخل و بازار نو هم گشتي زديم. هر چند خيلي از مغازه ها بسته بود. البته بازارگردي را بعدا مفصل برايتان تعريف مي كنم
آب انبار داخل بازار
امامزاده اي در بازار
شب شده بود كه به خانه تاريخي كاج (موزه و گالري منوچهر شيباني) رسيديم
خانه تاریخی کاج در سال ۱۳۸۹ خریداری و مرمت و احیای آن تا اردیبهشت ماه ۹۴ ادامه داشت. آجرچینیهای حیاط، مقرنس کاریها و گچ بری، آینه کاری و نقاشیهای بنا، نشانی از هنر و معماری دوران قاجار در کاشان است.
اهمیت دیگر این خانه به قرارگیری آن در بافت تاریخی کاشان و در نزدیکی خانههای تاریخی است.
قديم و جديد...
خانه هاي تاريخي كاشان در شب زيبايي و جلوه ي ديگري دارند
این خانه یکی از خانههای قاجاری کاشان است که با معماری گودال - باغچه طراحی و ساخته شده است.
از مزیتهای معماری گودال - باغچه میتوان به دسترسی به آب قنات، عایق حرارت و رطوبت بودن و مقاومت بیشتر در برابر زلزله اشاره کرد.
خانه کاج در هشتم دی ماه ۱۳۹۰ به شماره ۳۰۶۲۲ به ثبت ملی رسید. این خانه شامل موزهٔ منوچهر شیبانی، گالری و کتابخانه میباشد.
استاد منوچهر شيباني
در این موزه تابلوهای نقاشی رنگ و روغن، آبرنگ، طرحهای قلم وسائل شخصی زنده یاد منوچهر شیبانی که از سوی همسرش، سرکار خانم پری شیبانی (صبحی) به مجموعه اهدا شده است. این موزه شامل سه اتاق میباشد که در هر اتاق سبکهای متفاوت نقاشیهای شیبانی به نمایش درآمده است.
گالري منوچهر شيباني
درهاي چوبي با پرده هاي هم رنگ در قرينه اي زيبا
علاوه بر نقاشی لوازم شخصی و هم چنین دستگاهی وجود دارد که توسط آقای شیبانی در دههٔ چهل ابداع و ساخته شده است. این دستگاه با استفاده از ترکیب نور تحت زاویههای متفاوت و صفحههای منحنی وار نور را در فضای خود پخش میکند. از ترکیب نورهای متفاوت و چرخش صفحههای منحنی گون شکلی بدست میآید که این شکل به عنوان ایدهٔ اولیه برای نقاشی در سبک کوبیسم مورد استفاده قرار میگیرد. اتاقهای دیگر شامل سبکهای اکسپرسیونیسم و سورئال و آبرنگ میباشد.
شكرانه خانم كه براتون تعريفش را كردم و همسرم كه هميشه در سفرهاي جديد انعطاف پذير و همراه هستند و تصوير خودم در شيشه پشت سر در حال عكاسي
طبقه پايين گالري عكس هاي فوق العاده زيباي ايران از بالا بود
در اين قاب ما هستيم
در همان قاب ما نيستيم
اي كاش خانه هاي ما هم حوض داشت
شمعداني هاي زيبايي كه روي پله هاي خانه چيده شده بود احساس طراوت و شادي القا مي كرد.
بارها و بارها همسرم را صدا زدم، نمي تونست از اين خانه ي زيبا دل بكند و دوست داشت بيشتر در حوضچه ي اكنون در آنجا بماند. چندين بار هم از ما جدا شد و در گوشه اي نشست و به در و ديوار خانه خيره ماند كه انگار در ذهنش زندگي هاي گذشتگان را تصوير مي كرد.
خانه ي كاج، سكوتي عجيب و هواي مطبوع و خنك دل انگيزي داشت
در كوچه هاي اطراف خانه هاي تاريخي ديگري هم بود كه به خاطر شكرانه خانم كه به پياده روي هاي طولاني و ايستادن هاي زياد عادت نداشت مجبور شديم برگرديم.
كوچه ها خلوت شده بودند و ما هم شب گردي را در اين كوچه ها از سر گرفتيم
ادامه دارد...