Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
شاهرودگردي
جنگل ابر
عناوين سفر: دو روز كمپ در جنگل ابر
براي بار سوم با اكيپ جنگل نورد دوستان شاهرود، همراه آقا محمد و مريم خانم سايكل توريست به جنگل ابر رفتيم و ماجراجويي هاي جديد...

🐎 از خوش اقبالي ما بود كه امسال اسب هاي وحشي را در مسير ديديم...

🏕 محل استقرار ما مثل سال هاي قبل همان جاي هميشگي بين درختان زيبا و سرسبز بود. جايي دور از شهر و شلوغي،جايي كه فقط صداي سكوت مي آيد و بس...

🏕 بعد از كمپينگ،غذا را بار گذاشتيم و در جنگل گشتي زديم. تنوع گياهي و درختان منحصر به فرد اين جنگل هيركاني فوق العاده و ديدني است...

🏕 وقتي از گشت برگشتيم اولين كار، قبل از تاريكي هوا،برپا كردن چادر بود و غذا خوردن و كمي استراحت.
همسايه ما هم عنكبوتي بود كه تارش را بين دو شاخه تارانده بود...

🏕 با غروب خورشيد چادر در تاريكي سايه ها فرو مي رفت و درختان هم از يك سو سايه هايشان بلندتر مي شد و ما در انتظار ماجراجويي شبانه حميد بوديم...

🏕 عكاسي سيلوئت يا ضدنور هنگام غروب خورشيد

👣 بعد از شام (همبرگر آتيشي)،نيمه هاي شب با نور هد لايت يك ادونچر شبانه با تم گم شدن در جنگل داشتيم.حميد خوب نقش بازي مي كرد كه باور كنيم گم شديم... يكي دو ساعتي در جنگل به دنبال حميد گشت مي زديم و تا اينكه يك جا حميد گفت كمي از هم فاصله بگيريد و هدلايت ها رو خاموش كنيد و سكوت بي زحمت؛ اينجا بود كه در تاريكي مطلق شب در دل درختان يكي از كهن ترين جنگل هاي جهان حس جديدي را تجريه كرديم...

🏕 پنجره صبح ما از لابلاي شاخه هاي درختان تصوير خورشيد درخشان بود و بوي خوشي كه نويد صبحانه اي دلچسب مي داد و منظره زيباي درختان و كوه...

👣 خواهر حميد زودتر از ما براي قدم زدن رفته بود و در مسير با ما همراه شد...
هميشه عاشق بازي سايه و نور بودم ...

👣 قدم زدن سر صبح و نسيم صبحگاهي و عكاسي

👣 بازي سايه و نور...

👣 دره نوردي ...
پيشنهاد صبح حميد يك دره نوردي خاص در جنگل بود. در كف زمين استخوان حيوانات و سنگ هايي با اشكال و رنگ هاي مختلف وجود داشت...

👣ساعتي در بين سنگ ها و صخره ها و سرازير شدن از كوه، در مسير آبراه دره طي شد...

👣 از دره بالا آمديم و به كمپ برگشتيم و بعد از ناهار، مهيا شديم براي برگشتن كه سگ چوپاني بوي غذا را دنبال كرده و ميهمان ما بود...

🚘 چشم اندازهاي اين جنگل بسيار زيبا هستند.دلمان تنگ مي شود... لندروور سواري مهيج حميد در راه برگشت و عبور از دالان بهشت...

🚘 در جاده هاي خاكي مسير مي تاخت. وقتي به ويلا رسيديم هاسكي هاي دوقلو در باغ مي گشتند و بازيگوشي مي كردند...
⚜️ اين سفر ما هم پر از خاطره و تجارب متفاوت به پايان رسيد...تا سفر به ديگر سويي ديگر بدرود.