Edward Steichen
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
یک پرتره در داخل دوربین ساخته نمی شود، بلکه در هر دو طرف آن ساخته می شود
ای کاش می توانستم از تمام عظمت طبیعت، احساس زمین، و انرژی زنده یک مکان عکس بگیرم
عکس گرفتن هر صدم ثانیه از زندگی را لذت بخش می کند
دوربین بهانه ای است برای این که جایی باشید که در غیر این صورت به آن تعلق نداشتید.
دوربین به من هم یک نقطه اتصال می دهد و هم یک نقطه جدایی
تهران گردي
دماوند،برج شبلي
عناوين سفر: سفر با كودك،محله قاضي،برج شبلي،امير دماوند،فانوس و راديو
گاهي در سفر به يكباره بايد تصميمي آني بگيري و گاهي هم بايد فقط بماني و صبر كني. ما در ماندن و صبر كردن با يك تصميم آني به سمت دماوند رفتيم و در يك همنشيني دوست داشتني با كودكان در خانه اي كه با سايه خانم ما، چهار فرزند مي شدند، ساكن شديم.
هميشه كودكان و بازي كردن با آنها را دوست داشتم. هميشه دوست دارم بخشي از خاطرات شيرين كودكي كودكان باشم. يك روز به بازي با كودكان گذشت تا اينكه فاكتور سكون و تصميم كه برايتان گفتم به يكباره سايه را در آغوشي خودش آماده ي سفر ديديم. برج شبلي، شاهكار معماري ايران در دوره سلجوقي گزينه ي انتخابي براي يك بعد از ظهر خنك در دماوند شد.

دماوند،محله قاضي،برج شبلي
در محله ي قاضي به بالاي كوه رسيديم. از بالاي كوه دقيقا جايي كه برج قرار دارد منظره ي ديدني درختان انبوه و كوه بود. در فضايي زيبا در ارتفاعي كه گرفته بوديم سايه كنجكاو همه جا را نگاه مي كرد. چيزي نگذشته بود كه با چالش گرسنگي و خواب و تعويض پوشك سايه مواجه شديم. اين وضعيت چالش سفر ما شد و هوا هم هر چه به غروب نزديك مي شد سردتر و سردتر مي شد. با تلاش بسيار به هر سه چالش فايق آمديم و بازديد از برج را شروع كرديم.

دماوند،محله قاضي،برج شبلي
كمي از شبلي، امير دماوند، برايتان بگويم كه بيشتر با نامش آشنا شويد.
شیخ ابوبکر دلف بن حجدر شبلی» در سال ۲۴۷ هجری قمری در شهر سامرا چشم به جهان گشود. او بعدها ساکن بغداد شد. پدر و دایی شیخ شبلی در درگاه خلفای عباسی کار میکردند و همین باعث شد که او نیز در همان ایام جوانی مقام سیاسی گرفته و در این زمینه فعالیت کند. شیخ شبلی از طرف حاکمان طبرستان به عنوان امیر دماوند منسوب شد.
دوران صدارت وی در شهر دماوند یکی از بهترین دورهها در تاریخ این شهر به حساب میآید چرا که مردم این شهر در این زمان افزایش عدالت، رفاه و البته امنیت را تجربه کردند و بنابراین طبیعی بود که شیخ شبلی محبوبیت زیادی در میان مردم داشته باشد و همیشه نام او به نیکی برده شود.
چه نيكو است كه نامت باقي مي ماند و به پاسداشت حضورت، بنايي ساخته مي شود تا همچو مايي روزي بيايد و ياد و خاطره اش را زنده نمايد.

آواز در برج
داخل برج، زير گنبد عرقچين بنا، كمي آواز سر دادم و سايه از اكو صدا هيجان زده شد و من هم رفتارهايش را فيلم مي گرفتم. من كه برج هاي آجري زيادي را ديده بودم و برايم جذابيت هاي زيادي داشت، نمي دانستم از نگاه سايه كجاي اين برج جذاب بود كه با اين وضعيت اين همه راه به آنجا آمده بود. با اين حال گاها در اطراف برج هم گشتي مي زديم تا دلش كمي باز شده و به تصاوير نگاه زيباي زندگي اش، اضافه شود.

فانوس و راديو
روي يك ديوار، پس از عبور از مسيري فانوسي، نقش يك راديو قديمي نظرم را جلب كرد، ياد دوراني افتادم كه براي راديو شبانه و پخش راديو البرز مي نوشتم. دوراني كه برايم فقط تجربه ي نويسندگي بود و مطالعه.

دماوند،محله قاضي،برج شبلي
در مسير برگشت از روستا كوه را پايين آمديم و تا جاده اصلي قدم زنان از كوچه باغ ها گذشتيم. سايه از خستگي در آغوشم خوابش برده بود. اين تجربه ي يك سفر چالشي براي ما بود كه خوشبختانه به پايان رسيد.اما سفرهاي سايه ادامه دارد. با ما همراه باشيد.